• شناسه : 4652
  • 24 ژانویه 2021 - 0:31
چرا هیچ زنی شهامت ندارد رئیس فدراسیون فوتبال شود؟
چرا هیچ زنی شهامت ندارد رئیس فدراسیون فوتبال شود؟

چرا هیچ زنی شهامت ندارد رئیس فدراسیون فوتبال شود؟

اگر اتفاق خاصی رخ ندهد و همه چیز طبق برنامه از قبل تعیین شده پیش برود، دهم اسفند انتخابات فدراسیون فوتبال برگزار می شود تا پس از ۱۴ ماه بلاتکلیفی رئیس، نواب رئیس، هیات رئیسه و سایر دست اندرکاران حساس ترین فدراسیون ورزشی کشور مشخص شود. اینکه در بین کسانی که برای ریاست اعلام آمادگی […]

اگر اتفاق خاصی رخ ندهد و همه چیز طبق برنامه از قبل تعیین شده پیش برود، دهم اسفند انتخابات فدراسیون فوتبال برگزار می شود تا پس از ۱۴ ماه بلاتکلیفی رئیس، نواب رئیس، هیات رئیسه و سایر دست اندرکاران حساس ترین فدراسیون ورزشی کشور مشخص شود. اینکه در بین کسانی که برای ریاست اعلام آمادگی کرده اند چه کسی از مقربین وزارت ورزش است یا چه کسی به بدنه حاکمیت نزدیک تر است تغییر اساسی در نظام فوتبال کشور ایجاد نمی کند. اما نکته جالب توجه این است که هیچ زنی آنقدر شهامت نداشته تا برای ریاست فدراسیون فوتبال اعلام آمادگی کند. از ۶ نفری که برای ریاست فدراسیون نام نویسی کرده اند پنج نفر، برای تصدی نایب رئیس سوم طبق اساسنامه فدراسیون ها نام یک زن را اعلام کرده اند. فقط ستار عبدی پور یک روحانی دوستدار فوتبال که کتابی به نام «فوتبالیست های آسمانی» را نوشته ولی هنوز چاپ نشده هیچ نایب رئیسی معرفی نکرده است. سوال این است آیا زنان برای ریاست فدراسیون فوتبال صلاحیت ندارند؟ آیا موانع قانونی دست آنها را بسته است؟ چرا زنان این شهامت و اقتدار را نداشتند تا برای نشستن بر روی صندلی ریاست فدراسیون فوتبال پا پیش بگذارند؟ آیا همین نایب رئیس سوم بودن و «بله چشم، قربان گویی» تمنیات شغلی و قابلیت فردی آنها در امر مدیریت را پوشش می دهد؟ آیا این همان سقف شیشه ای است که دهه هاست همه برای شکستن و عبور از آن فریاد می زنند یا وجود یک بی اعتمادی در جامعه ای است که نمی تواند زنی را در صدر یک فدراسیون مهم ببیند؟

تجربه مدیریتی زنان در راس فدراسیون های ورزشی به چهار فدراسیون بر می گردد که در واقع کم اهمیت ترین رشته های ورزشی در نگاه وزارت ورزش بودند و حتی یکی از آنها با حاشیه سازی از سوی مدیران کلان وزارت ورزش اخراج شد. در حال حاضر فقط دو فدراسیون رئیس زن دارند. اما هیچ وقت ریاست فوتبال، والیبال، بسکتبال، کشتی، کاراته و تکواندو که مسابقات جهانی و المپیک دارند به زنان نمی رسد. مشکل فوتبال به وارداتی بودن این رشته باز می گردد. ورزشی که وارد ایران شد، محبوبیت پیدا کرد اما نتوانست فرهنگش را هم با خود بیاورد. البته خیلی مردستیزانه است اگر بگوییم که اوضاع نابسامان آن را مردان پی ریزی کرده اند چون اساسا از ابتدا فوتبال مردانه تعریف شده بود.

اما واقعیت این است که اگر عمدی در کار نبوده حداقل طی هشت دهه از حیات فوتبال در ایران زنان هیچ نقش مدیریتی در این رشته نداشته اند. قبل از انقلاب زنان به ورزشگاه می رفتند و یکی دو تیم باشگاهی هم خیلی آماتور فعالیت می کردند که فوتبالیست این تیم ها از رشته های دیگر بودند. بعد از انقلاب هم محدودیت های فوتبال برای زنان بیشتر شد و با اصرار و انکار اواخر دهه ۷۰ بود که ابتدا فوتسال شکل گرفت و بعد هم به دنبال درخواست و مطالبه زنان و دختران فوتبال روی کار آمد. اما از همان روز اول این شکل گیری پایه و اساس درستی نداشت. همان زمان هم مدیران مرد بودند که در قامت رئیس فدراسیون برای زنانی که آن زمان رئیس انجمن فوتسال بودند تصمیم گیری می کردند. بعد از تغییر اساسنامه فدراسیون ها و ادغام مدیریت ورزش زنان و مردان باز هم اتفاق مبارکی که همه انتظار آن را داشتند شکل نگرفت. حداقل فوتبال اصلا نتوانست از این تغییر ساختار مدیریت استفاده کنند. چرا؟ چون نواب رئیس طی سالها کارمندان ساده ای بودند که دخل و تصرفی در سیاست های کلان فدراسیون فوتبال نداشتند. هر چه بیشتر افکار عمومی برای رسیدن به خواسته اش به مدیران وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال فشار آورد، آنها بیشتر چشمهایشان را بستند و گوش هایشان را گرفتند.

مقام و مرتبه ای که سال های اخیر زنان نایب رئیس در فدراسیون فوتبال دارند خیلی تفاوت ماهوی با سال های ابتدای انقلاب که زیر مجموعه فدراسیون های ورزشی بودند و برای «یه شاهی صنار» جلوی مدیران فدراسیون دست دراز می کردند ندارد. وضعیت تیم های ملی فوتبال از رده های پایه تا بزرگسال که معلوم است، لیگ برتر را استعدادهای فوتبال می گرداند تا گردانندگان فدراسیون فوتبال، ورود زنان به ورزشگاه حتی خبرنگاران که ممنوع است، در بخش مردان هم که مصیبت از در و دیوار فوتبال بالا می رود. آیا مدیران مرد عملکرد بهتری داشته اند؟ نه فقط مدیریت ضعیفی داشته اند که در بسیاری از مواقع با خلق فجایع بسیار مُهر تاییدی بر بی کفایتی خود هم زده اند و برای رسیدن به بالاترین عناوین «پته» یکدیگر را هم روی آب ریخته اند، اما به یاد داشته باشید شما به زنان نه فقط اجازه ندادید که مدیریت را تمرین کنند، بلکه زنانی که شایسته مدیریت بودند را هم از دور خارج کردید. پس امروز برای سومین نایب رئیس بودن آنها خوشحال نباشید. افتخار بزرگی نیست./افسون حضرتی

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*