• شناسه : 3670
  • 04 سپتامبر 2020 - 18:13
قربانی نکوهی در فرهنگ تجاوز
قربانی نکوهی در فرهنگ تجاوز

قربانی نکوهی در فرهنگ تجاوز

بیایید باهم مرور کنیم که فرهنگ تجاوز چیست؟ به این دلیل به آن «فرهنگ» می گوییم که مجموعه ای از باورها و رفتارها و کنشها و واکنشها دست در دست رسانه و محصولات فرهنگی، یکدیگر را تقویت می کنند تا «تجاوز» را امری عادی نشان دهند که در همه جوامع به شکل ناگزیری رخ می […]

بیایید باهم مرور کنیم که فرهنگ تجاوز چیست؟ به این دلیل به آن «فرهنگ» می گوییم که مجموعه ای از باورها و رفتارها و کنشها و واکنشها دست در دست رسانه و محصولات فرهنگی، یکدیگر را تقویت می کنند تا «تجاوز» را امری عادی نشان دهند که در همه جوامع به شکل ناگزیری رخ می دهد و ما نمی توانیم مقابل آن بایستیم و تنها کاری که از ما برمی آید این است که تلاش کنیم قربانی آن نشویم. در واقع در فرهنگ تجاوز، به متجاوز نمی گویند که «تجاوز نکن»، بلکه به قربانی می گویند که «مورد تجاوز قرار نگیر»!

در فرهنگ تجاوز، ما درباره سه عنصر باورها و رفتارهای نادرست داریم: متجاوز، قربانی، عمل تجاوز

تصویری که ما از متجاوزین در ذهن داریم، مردانی غریبه با ظاهری خلافکار و با حالت های غیرطبیعی هستند که در کوچه های خلوت با چاقویی در دست به قربانیان حمله می کنند! در حالی که روایت های بیشماری نشان میدهد متجاوزین ممکن است آشنا، با ظاهری موجه، تحصیلکرده و صاحب مشاغل و حرفه هایی بسیار غلط انداز باشند: مثلا پژوهشگر و نویسنده مسائل زنان! رخداد تجاوز هم شاید در ذهن خیلی از ما با غرایز جنسی، تنوع طلبی جنسی، واکنشهای غریزی و طبیعی گره خورده، در حالی که تجاوز در واقع رابطه قدرت و سلطه است؛ متجاوز نیاز جنسی خود را با تجاوز برطرف نمی کند، او درواقع نیاز خود به سلطه گری و قدرتنمایی را با تجاوز برطرف می کند.

اما شاید اصلی ترین دلیل باقی و برقرار ماندن فرهنگ تجاوز، نگاه غلط جامعه، رفتار نادرست جامعه و قضاوت ناصواب جامعه نسبت به قربانی تجاوز است که نام این کار قربانی نکوهی ست و بسیاری از قربانیان تجاوز را تا سالها با حس عذاب وجدان، خودمقصربینی، خطاکاری و مستحق تجاوز بودن، یا ناپاکی و پلشتی، در سکوت فرو می برد. یا بعد از روایت کردن، سرخورده و از شکایت ناامید می کند. ما بعد از شنیدن هر روایتی از تجاوز تک تک مان یک دادگاه برای قربانی به راه می اندازیم؛ او را در جایگاه متهم مینشانیم و فقط وقتی که از تمام اتهامات ما مبرا شد، آن وقت شاید به او حق بدهیم که از آنچه برایش اتفاق افتاده ناراحت باشد؛ هرچند که ممکن است در نهایت هم حق اعتراض را برایش به رسمیت نشناسیم!

ما در حالتهای مختلفی ممکن است قربانی نکوهی کنیم: باور نکردن و نادیده گرفتن روایت او: «از کجا معلوم که راست میگی؟ مطمئنی همین آدم بوده؟ شاید توی تاریکی درست متوجه نشدی! مگه اصلا همچین جایی هم وجود داره؟ مگه فلانی اصلا دفتر شخصی داره؟ تو که گفته بودی تا حالا فلان جا نرفتی!» «شاید فقط ترسیده و داره دروغ میگه! من بهمانی رو می شناسم، محاله به کسی تجاوز کنه! این دختره کلا تعادل روحی نداره شاید دچار توهم شده!»

اولین راهکار دیگران برای از سر باز کردن مسئولیتشان مقابل کسی که برای آنها روایتگری می کند مخصوصا آنانی که در کودکی مورد تجاوز گرفته اند و هیچ درک و شناختی از آنچه بر آنها رفته ندارند و برایشان فقط تجربه ای ناراحت کننده و تلخ بوده، این است که حرفش را باور نکنند! او را متهم به دروغگویی کنند یا به او بقبولانند که اشتباه می کند و منظور طرف مقابل آزارگری جنسی نبوده، مخصوصا اگر نزدیکی کاملی رخ نداده باشد. یا او را بدون هیچ راهکار دیگری فقط تشویق به سکوت کردن کنند. البته که بسیاری از متجاوزین ردپا و نشانه های کارشان را از بین می برند و قربانی هیچ مدرکی برای استناد به آن ندارد.

۱) اشاره به ظاهر قربانی: «چی پوشیده بودی؟ چرا حجابت رو برداشته بودی؟ آخه با این قیافه کی به تو تجاوز می کنه! چند بار بهت گفتم این لباس باز رو با این هیکل چاقت توی مهمونی ها نپوش! آخه با این آرایش غلیظ فکر نکردی طرف توی محیط کار با خودش فکر دیگه ای میکنه؟ کدوم همکلاسیهات از این کفش های پاشنه بلند میپوشن که تو پوشیدی و چراغ سبز نشون دادی! اینجا ایرانه دیگه، عرف هر جامعه ای نشون میده لباس مناسب چیه و لباس تو برای طرف معنی دیگه ای داشته!». موارد زیادی از تجاوز در سراسر دنیا که عرف و هنجارهای مختلفی از لباس پوشیدن دارند، نشان داده «پوشش قربانی» هیچ ارتباطی با مورد تجاوز قرار گرفتنش ندارد. حتی در پژوهشی وقتی از متجاوزین پرسیده بودند طرف مقابل چه لباسی پوشیده بود، بسیاری از آنها پوشش او را به خاطر نمی آوردند و حتی از چنین سوال بی ربطی غافلگیر شده بودند.

۲) اشاره به رفتار فرد: «خب چرا باهاش رقصیدی و مشروب خوردی؟ لابد یه حرفی زدی و یه کاری کردی که به خودش این اجازه رو داده! تنها رفتی خونه طرف باهاش مست کردی و علف کشیدی و حالا شاکیای چرا میخواسته تجاوز کنه؟ خودت هم خوشت میومده دیگه وگرنه که باهاش همچین جایی نمیرفتی؟ این رفتارهای پرخطر بالاخره به عواقبی داره دیگه، وگرنه چرا به من تجاوز نمیشه؟ فلانی که خیلی تابلو بود، چطور متوجه نشدی هدفش چیه و بهش اعتماد کردی؟ پس چرا همون موقع نگفتی؟» ما در فرهنگ تجاوز یاد میگیریم که «قربانی تجاوز شدن» به رفتار فردِ مورد آزارقرارگرفته برمی گردد و بر خلاف تجاوز که لابد غیر ارادی و«غریزی» است، قربانی شدن کاملا اختیاری است! تصور بسیاری از ما این است که «اگر زنی ظاهر و رفتار مناسبی داشته باشد، احتیاط لازم را بکند، هر جایی نرود و با هر کسی نباشد» خود را در مقابل خطر تجاوز، مصون کرده. در حالی که تجاوزهای بیشمار در تمام نقاط دنیا نشان داده، تجاوز رفتاری غلط بر اساس ذهنیتی سواستفاده گر از جانب متجاوز است و این ذهنیت غلط که «زنان ابزار لذتجویی من هستند و هر وقت اراده کنم می توانم از آنها کامجویی کنم» ارتباط زیادی با رفتار آن زن ندارد. اعتماد کردن فرد به متجاوز هم چیزی نیست که به خاطرش او را ملامت کنیم؛ همه ما اصل را بر سوءقصد نداشتن اطرافیانمان می گذاریم مگر خلافش را ثابت کنند.

۳) توبیخ کردن و متهم کردن قربانی به امتیاز گرفتن: «اگه برای خودشیرینی پیش استادت نمی رفتی این اتفاق هم نمیفتاد! اون موقع که خودت رو به این چهره سرشناس نزدیک می کردی و باج جنسی میدادی چطور نگران تجاوز نبودی؟ رفتی لذتت رو بردی و امتیازت رو گرفتی و حالا با بدنام کردنش می خوای خودت رو مظلوم نشون بدی؟ اگر همون موقع اعتراض میکردی و استعفا میدادی، الان که به مقام و موقعیتی رسیدی نمیومدی برامون ادای قربانی دربیاری!» در روابط بالادست و پایین دست در بسیاری نقاط دنیا، حتی اگر فرد پایین دست (دانشجو، کارمند، مرئوس، خدمتگزار) هم در رابطه اعلام رضایت کرده باشد، بهره برداری فرد بالادست، برای او تبعات حقوقی دارد و ممکن است در موقعیت شغلی خود تعلیق شود. به این معنا که حتی رضایت یک دانشجو، یا یک دانش آموز، به خاطر قدرتی که استاد یا معلم در رابطه استادشاگردی دارد، محل اعتبار نیست و آن معلم یا استاد سوءاستفاده گر جنسی محسوب می شود. البته که بسیاری از افراد در موقعیت پایین دست خود، مجبور به تن دادن به خواسته های جنسی فرد بالادست می شوند، یا آگاهی شان واقعا به قدری کم است که تصور میکنند مثلا «دنیای کار» همین است و همه برای پیشرفت مجبورند چنین کنند! قطعا آن چیزی که باید تغییر کند قوانین و ساختار حمایتگریست که نه فرصت سوءاستفاده به فرد بالادست بدهد، و نه امکان پیشرفت پایین دستیها را در مسیر باج جنسی دادن قرار دهد. فراموش نکنیم که وقتی مسیرها غلط هستند و مسیر درست و مستقیمی برای موفقیت نیست، افراد را نمی توان ملامت کرد که چرا از بیراهه می روند.

۴) کوچک و بی اهمیت جلوه دادن تجربه تجاوز: «حالا طوری نشده که! همه جا این چیزها هست! مردا همه شون همینن دیگه! بازار کار همینه و باید پوستت کلفت باشه! برو خدا رو شکر کن که نتونسته تجاوز کنه و تونستی از دستش فرار کنی و حالا هم که چیزی نشده! خب نامزدته دیگه، عاديه و تو چقدر املی که با کولی بازی نذاشتی کارش رو بکنه!». قربانی نیاز به «همدلی» دارد؛ وقتی واکنش و رفتار ما حتی با نیت مثبت و خیرخواهانه، به شکلی ست که او احساس کند رنجی که کشیده را درک نمی کنیم یا برای ما بی اهمیت است، درواقع او را طرد می کنیم و جسارت اعتراض به متجاوز را در همان تجربه یا تجربه های بعدی مشابه از او می گیریم.

۵) بیش از حد بزرگ کردن و غلو کردن در ناخوشایندی تجربه تجاوز: «وای حالا میخواهی چکار کنی؟ به خانواده ات که نگفتی؟ حالا شکایت هم که بکنی فایده ای ندارد! چقدر وحشتناک، اصلا نمی توانم تصور کنم!»

تجاوز قطعا تجربه بسیار تلخی ست که بیشتر از آسیب فیزیکی، آسیب روانی طولانی مدت بر روان فرد می گذارد، اما همانقدر که بیش از اندازه بی اهمیت جلوه دادنش حس درک نشدن به فردِ آسیب دیده می دهد، بیش از حد تراژدی ساختن از آن هم تا امروز توانسته افراد زیادی را به تصمیم خودکشی هدایت کند، یا تا سالها در سکوت مطلق و کمک نخواستن از هیچ مشاور، پزشک یا وکیلی، نگه دارد. ما باید این امنیت خاطر را به او بدهیم که در اتفاقی که افتاده مقصر نیست و هر انتخابی بکند (برای گفتن یا نگفتن به دیگران، مراجعه کردن یا نکردن به قانون و …) ما به هر حال در کنار او هستیم و هر کمکی از ما بخواهد می تواند روی ما حساب کند. او به امنیت خاطری نیاز دارد که با «تراژدی ساختن» از تجاوز به دست نمی آید؛ بهتر است به او این اطمینان خاطر را بدهیم که می دانیم حادثه تلخی را تجربه کرده ولی پشت سر گذاشتن این اتفاق هم غیرممکن نیست و زخم های روحی و جسمی یک تجاوز هرچند به کندی اما روزی مداوا خواهند شد و برگشتن به زندگی عادی حق اوست و بسیاری از افراد توانسته اند زندگی شاد و موفق خود را از سر بگیرند.

فرهنگ تجاوز را موارد بیشماری تقویت می کند؛ از حاشیه امن برای متجاوز ساختن گرفته، تا رمانتیک جلوه دادن تجاوز در فیلمها و رمان ها، تا آموزش های غلطی که تفاوت تجاوز و رابطه جنسی را برای ما روشن نکرده؛ اما در این میان قربانی نکوهی سنگین ترین ضربه ها را به افرادِ آزاردیده می زند و به جای حمایت از آنها، از متجاوزین حمایت می کند. قربانی نکوهی را بشناسیم و آن را از رفتار و گفتارمان در مواجهه با تجاوز و آزار جنسی، حذف کنیم./نجمه‌ واحدی

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*